نيايش
يكی از دستورالعملهای مهم تربيتی شيخ، برنامهريزی منظم برای خلوت با خداوند متعال و دعا و مناجات است كه با جمله « گدايی در خانه خدا » از آن تعبير میكرد، و تأكيد میفرمود كه
شبی يك ساعت دعا بخوانيد، اگر حال دعا نداشتيد باز هم خلوت با خدا را ترك نكنيد
و میفرمود در بيداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجيبی است. هر چيزی را كه از خدا بخواهی از گدايی سحرها میتوان حاصل نمود، از گدايی سحرها كوتاهی نكنيد كه هرچه هست در آن است عاشق خواب ندارد و جز وصال محبوب چيزی نمیخواهد. وقت ملاقات و رسيدن به وصال هنگام سحر است
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از يمن دعای شب و ورد سحری بود
دعای يستشير، دعای عدليه، دعای توسل، مناجات اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه، كه با « اللهم إني أسألك الأمان يوم لا ينفع مال و لا بنون » آغاز میشود و مناجاتهای پانزده گانه امام سجاد (ع) ( مناجات خمسه عشر)، دعاهايی است كه جناب شيخ زياد میخواند و به شاگردان هم خواندن آنها را توصيه میفرمود.در ميان مناجاتهای پانزدهگانه امام سجاد عليهالسلام بر خواندن « مناجات مفتقرين » خصوصاً و « مناجات مریدین » تأكيد داشت، و میفرمود
هر يك از اين پانزده دعا يك خاصيت دارد
دكتر فرزام نقل میكند كه از دعاهای هميشگی جناب شيخ اين دعا بود
خدايا! ما را برای خودت تعليم و تكميل و تربيت بفرما
خدايا! پروردگارا! ما را برای لقای خودت آماده بفرما
شبهای جمعه بعد از نماز معمولاً جناب شيخ دعای كميل يا يكی از مناجاتها و دعاهای ياد شده را میخواند و شرح میداد
آيت الله فهری نقل میكند كه: از جناب شيخ شنيدم كه فرمودند
به خدا عرض كردم: خدايا هر كسی با محبوب خودش راز و نيازهای دارد و تلذذی، ما هم میخواهيم از اين نعمت برخوردار باشيم چه دعايی بخوانيم؟
در عالم معنا به من گفتند: دعای يستشير بخوان
اين بود كه ايشان دعای يستشير را با حال و نشاط مخصوصی می خواندند
جناب شيخ معتقد بود كه اگر انسان حقيقتاً خدا را بخواهد و به غير او قناعت نكند، سرانجام خداوند متعال دست او را میگيرد و به مقصد میرساند و در اين باره مثال جالبی داشت و می فرمود
بچهای كه بهانه گرفته، هر قدر اسباب بازی و تنقلات به او بدهند آنها را پرت میكند ودست از لجبازی بر نمیدارد، آن قدر گريه میكند تا پدر او را در آغوش بگيرد و نوازش نمايد، آن وقت آرام میشود، لذا چنان چه زرق و برق دنيا را نخواهی و بهانه او را بگيری، در نهايت خداوند متعال دست تو را میگيرد و بلندت میكند، آن وقت است كه انسان لذت میبرد
ارزش گريه و مناجات
جناب شيخ بر اين اعتقاد بود كه هنگامی انسان شايستگی مناجات و گفت و گو با خداوند متعال را پيدا میكند كه محبت غير خدا را از دل بيرون كند، و كسی كه هوس، خدای اوست نمیتواند حقيقتاً « يا الله » بگويد، و در اين باره میفرمود
گريه و مناجات موقعی ارزش واقعی دارد كه انسان در دلش محبت غير خدا را نداشته باشد
جناب شيخ معقتد بود كه راه انس با خدا، احسان به خلق است. اگر كسی بخواهد حال دعا داشته باشد و از ذكر و مناجات با خدا لذت ببرد، بايد برای خدا، در خدمت خلق خدا باشد و در اين باره میفرمود
اگر میخواهی از خدا بهرهمند شوی و از انس و مناجاتش حظی داشته باشی، احسان به خلق كن، اگر میخواهی به حقيقت توحيد راه پيداكنی، به خلق خدا احسان كن و طريقه احسان را از اهل بيت (ع) بياموز: ﴿ ويطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و أسيرا إنما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء ولا شكوراو خوراك خود را با وجود دوست داشتنش به بينوا و يتيم و اسير اطعام كنند ودر دل بگويند فقط برای خوشنودی خداوند شما را اطعام میكنيم، از شما نه پاداشی میخواهيم و نه سپاسی. سوره انسان آیه 8 و9
و نيز میفرمود
آن چه پس از انجام فرايض، حال بندگی خدا را در انسان ايجاد میكند، نيكی به مردم است
از خدا چه بخواهيم؟
يكی از مسائل مهم در دعا اين است كه نيايشگر بداند در راز و نياز با خدا چه بگويد، و از او چه بخواهد؟ جناب شيخ ضمن شرح ادعيه، با تكيه بر جملاتی مانند
يا غايه آمال العارفين » و « يا منتهی أمل الآملين » و « يا نعيمي و جنتي و يا دنياي و آخرتي و امثال آن میفرمود رفقا! زرنگی را از امامتان ياد بگيريد، ببينيد امام چگونه با خدا راز و نياز میكند: من آمدهام به پناه تو، آمدهام خودم را به تو بچسبانم! آمدهام تو را در آغوش بگيرم! من تو را میخواهم
جناب شيخ خود در دعا و مناجات میگفت
خدايا اينها را مقدمه وصل خود قرار بده
داد بی كسی بزن
جناب شیخ می فرمود وقتی شبها برای گدايی موفق شدی، داد بی كسی بزن و عرضه بدار: خداوندا من قدرت و توان مبارزه با نفس اماره را ندارم، نفس مرا زمينگیر كرده، به دادم برس، و مرا از شر نفس اماره رهايی بخش! و اهل بيت را واسطه كن
و اين آيه را تلاوت میفرمود
إن النفس لإمارة بالسوء إلا ما رحم ربي : همانا نفس به بدی امر میکند مگر اینکه پروردگارم رحم کند- سوره یوسف آیه 53
نمیتوانی از شر نفس اماره خلاص شوی مگر به عنايت حق
شرط اجابت دعا
يكی از شرايط مهم اجابت دعا حلال بودن غذاست، شخصی از پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله پرسيد: دوست دارم كه دعايم مستجاب شود. آن حضرت فرمود
طهر مأكلك و لا تدخل بطنك الحرام
خوراكت را پاك گردان و حرام وارد شكم خود مكن
ظرفيت نيايشگر
يكی از نكات ظريفی كه نيايشگر بايد مورد توجه قرار دهد، تناسب ميان خواستههای خويش از خداوند با ظرفيت روحی خود است، كه اگر واجد ظرفيت لازم نباشد ممكن است با دعا، برای خود مشكل و گرفتاری درست كنديكی از دوستان شيخ نقل میكند كه: زمانی بود كه وضع كاسبی من به هم خورد و از اين بابت ناراحت بودم، تا اين كه روزی جناب شيخ از من پرسيد: « چرا ناراحتی؟ » من هم جريان را برای ايشان تعريف كردم فرمودند
مگر تعقيبات نمیخوانی؟
عرض كردم: چرا ميخوانم
فرمودند چه میخوانی؟
عرض كردم: من دعای صباح حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را میخوانم فرمودند
به جای دعای صباح، سوره حشر و دعای عدليه را در تعقيبات بخوان تا مشكلات شما مرتفع شود
عرض كردم: چرا دعای صباح را نخوانم؟
فرمودند اين دعا فقرات و نكاتی دارد كه فرد بايد توانايی و كشش آن را داشته باشد، اميرالمؤمنين عليه السلام در اين دعا از باری تعالی درخواست میفرمايند كه: خدايا دردی به من عطا فرما كه در آن لحظات هم از يادت غافل نشوم. لذا اين دعا ظرفيت خاص خود را نياز دارد و شما بدون داشتن ظرفيت لازم دعای صباح را خواندهای و چنين مشكلاتی برای شما ايجاد شدهاست. بنابراين، شما به جای دعای صباح، سوره حشر و دعای عديله را بخوان، ان شاء الله مشكلات مرتفع میشود
پس از مدتی كه شروع به خواندن سوره حشر و دعای عديله نمودم، يكی از رفقا ده هزار تومان به من قرض داد، با آن پول كار كردم، منزل هم خريدم و كم كم كارم راه افتاد.
يكی از نكاتی كه شيخ در مورد دعا توصيه میكرد ادب نيايشگر است. دكتر فرزام در اين باره از ايشان نقل میكند كه فرمود
در دعا بايد خاضع و خاشع بود، و دو زانو و مؤدب رو به قبله
يك بار پای من ناراحت بود، به نظرم خواستم چهار زانو بنشينم، ايشان پشت سر وعقب اتاق نشسته بودند، فرموند
درست بنشين، در دعا دو زانو بنشين و رعايت ادب كن
اول پول نمك را بدهيد
يكی از ارادتمندان شيخ میگويد: جمعی بوديم كه همراه شيخ به قصد دعا و مناجات به كوه بی بی شهربانو » رفتيم. نان و خياری گرفتيم و از كنار بساط خيار فروش، قدری نمك برداشتيم و بالا رفتيم، آن جا كه رسيديم شيخ گفت
برخيزيد برويم پايين كه ما را برگرداندند. میگويند: اول پول نمك را بدهيد، بعد بیاييد مناجات كنيد
به امید روزهای سبز بهاری